تبليغاتX
دوستت دارم زندگیم

خدایا منم چرا من بدبختم اخ خدا منم مهدی اخ چرا من بدبختم مگه من عشقمو دوست ندارم منعاشقشم خدا کمک ا

به نام خداوند بخشندهم هربان

 

به نام خداوند بخشنده مهربان به نام خدايي كه جز خدا كسي رو نمي پرستم به نام خدايي كه اشكار به اعمال ما بندگان هست بهنام اون خدايي كه آفريد ما رو بهنام خدايي كه افريد تو اين دنيا خوبي ها رو به نام خالق بي منتها بهنام خدايي كه اول و اخر هستي به نام خدايي كه براي ما افريد پيامبران الهي و اولاد حضرت عشق محمد مصطفي صلوات عليه و آل سلم خدايا تو آفريدي خلق كردي ميراندي زنده كردي اما ما بندگان ناپاك چي افريديم جز بدي و ناپاكي و جز نامردي و جز نفاق خدايا بي تو سرپناهي ندارم تنها تو را مي پرستم خودت بهتر از هر كسي مي دوني تو اين چند سال عمر چه به حال و روزم اومد كي رو دوس داشتم اون با من چه كرد خدايا مي خواهم بنويسيم از دل خون شده ام خدايا تاقتم سر اومده همش ياد گذشته تلخ ام مي افتم يساد مرداد 85 مي افتم كه تو زندگي ام نازنين اومده اولش با عشق و مهرباني با من حرف ميزد و مي گفت همسرم من هم شودم گرفقارش و ازش خوشم ا ومدم اما چه مي دونستم يه روزي مياد كه هم حرف هاش فراموش مي كننه بعداز 3 سال منو تو عذاب تنهايي ميز ارهو ميره و به من خيانت مي كننه دايا تو كه ديدي براش چه كار ها كه نكردم براش جحون مي دادم اما اون چه كار كرد دل من و شكست خدايا همش يادش مي افتم و گريه ام مي گيره خجالت مي كشم اخه يه مرد چرا بايد گريه كنن كه من اين جور شودم من كه قبل از عاشق بشم محكم ودم گريهن مي كردم اما نازنين بد با دل من كرد خيلي تموم اين 3 سال برام شده عذاب و دردناك همش ياد گذشته مي افتم ياد روز هاي كه باهم لفني و نت مي كرديم ياد حرف هاش ياد چي هاش كهن مي افتم خدايا خيلي خواستم ببخشمش اما نتونستم چون برام سنگين تموم شود ياد اون روز هاي كه دانشگاه قبول نشده بود من بودم بهش دل داري مي دادم كمك اش كردم قول شه ياد اون موقع كه قبول شود اما دير شده بود همه مي گفتن ديگه دانشگاه ثبت نام ات نمي كننه اما من گفتم برو من زنگ زدم پرسيدم برو ثبت نام كن ياد اون روزيي كه گفت تكيل ظرفيت ثبت نام ام كن رفتم ثت نامش كردم كه اگر ثبت نامش نمي كردم نمي تونست بره اون قول داد تا اخر عمر با من بمون اما چه كار كرد يه خنجر از پشا زد تو قلبم و داغون  ام كرد من بهش چه بدي كرده بودم كه اين كار كرد خدايا برام سوال شده جواب خوبي ايا اينه من فهميدم كه خودش مقصر اصلي نبود همش تقصير مادر و خواهرش بود اما خودش مقصر بود كه حرف ديگران توجه كرد خدايا تموم لحضه هات عمرم از مرداد 85 تا امروز برام تداعي ميشه خدايا دييونه شودم من نمي  تونم ببخشمش من روز شب دارمنفرينش مي كنم الهي به روزگار سيا بيافته من دلم شكسته ا س اگر ترس از خودت نبود جوا بدي هاش با بدي مي دادم كاري مي كردم زندگي براش سياه بشه مثل ش تار اما گذشتم ازش تو اين دنيا اما ارت بايد بياد جوا  من پس بده اگر من در حقش بدي كردم اون از من نگذره منه نبخشش من مجازات كنن اما اگر او بهمن بدي كرده ايد سر پل صراط از من حلاليت بخواهد اما من حلالش نمي كنم از حق نمي گذرم چون من سختي هاي زيادي كشسيدم من كه گناه كار نبودمنازنين اومد من وادرار به گناه كرد خودت كه بهتر مي دوني چه كار كريم حالمي خواهم ببينم نازنين تو كه يكم ديگه صبر نكردي براي رسيدن ما به هم چه طوري مي خواهي يه عمر عذاب تحمل كنيي كه خدا ببخشد تو 3 سال تحمل كردي فوق اخرش 2 سال ديگه تحمل مي كردي مي شود 5 سال اما حالا بايد تا ابد تحمل عذاب اخرت كني چون من نمي بخشمت خيلي خواستم ببخشمت اما نتونستم همش ي اد گذشته تلخي كه برام اوردي مي افتم بعداش شايد فكر كني من عاشقت نبودم كه الان نمي بخشمت اما اينم بهت بگم اخت خدا ببينما هست اگر خدا گفت تو عشق واقعي نبودي من ميگم باشه قبول احتياج به حلال كردن من نيست اما اگر خدا اخرت گفت من عاشق واقعي بودم اون جاس كه خجالت بكشي هم تو هم مادر  و خواهراگربدوني وقتي رفتي چه زندگي برام پده سياه اگر خدا نبود مطئن باش و دستام نمي گرفت الان من شده بودم يه پسشر لاشي خياباني و معتاد كوچه به كوچه  و سر خيانت كه تو بهمن كردي مي رفتم بههم خيانت مي كردم و جنايت مي كردم اما خدا رو شكر صد هزار مرتبه شكر كه خدا تنهام نذاشت و دستام گرفته نذاشته من از راه مستقيم به كج برم و  گناهكار بشم تا تو دلت خوش بشه چون اگر من بيافتم به گناه ديگه اخرت خدا حرف من قبول نمي كننه و ت و هم خوش حال ميشي چون از حلاليت من فرار مي كني اما بدون روز به روز خوب تر ميشيم وري ميشيم كه خدا بهم مقام محمودي تو اخرت بده خيلي كار ها باهت دارم نازنين خان بي مرامو معرفت حالا اين بازي تازه شروع شده عذا اخرت يادت بياد كه بايد به من جواب پس بدي فقط به اميد اون روز زنده ام حالا هم مي خواهي هر جا بري مومن بشي هر كي نشي مطئن باش من حلال ات نمي كنم و ازت نمي گذرم چون وقتيرفتي زرج كشيدم رواني شودم منزوي شودم برو خوشباش برو ارايش كنن برو مانتو تنگ بپوش كه شايد 2 تا پسر نگات كنن بگن اين دختر چه خوشگل از رو هوس بيچاره هر كسي تو رو خواست جز من از رو هوا و هوس بود من بودم كه تو رو واسه خودت خواستم نه هوس برو فكر كنن كه خوشگل كني در بيياي در برات خوبه اما بدون خدا دارهمي ببينه اين كار ها مي گذره اين برنامه ها يه روز تموم ميشه مهم اين اخرت بياد و اعمالت حساب كنن برو براي كه بگن اين دختر خوش تيپ تريپ بزن براي پسر ها نامحرم من خيلي دلم پر درد خيلي اما همش نريختم يرون اما بدون اگر اين كار ها هم نكني مومن نماز خونه هم نشي باز من حلالت نمي كنم اگر هم الان با كسي ازدواج كردي بدون ه اونم خيانت كردي چون من و تو باهم بوديم خودت تو بد وضعيتي انداختي حتمي به اونم نگفني با من بودي و قبل از من با يكي يگه اين بدون دلم برات مي سوره خيلي تو خيلي ضعيفي خيلي ناچيزي حالا برو ديگه كه دلمپر خون من دلتنگي ام به خداي خودم مي گم منتظرم تا اخرت بياد ازدواج هم نمي كنم اما اگر يه روزي خواستم ازدواج كنم مطئن باش تموم زندگي ام به كسي كه مي خواهم بگم و گذشتهام براش تعريف مي كنم كه بدون با كي مي خواهد ازدواج ك و مطئن باش اگر هر كسي از گذشته من با خبر بشه با من ازدواج نمي كننه و تنها مي مونم ام اما اشكال ندارذه منتظرت نشستم تا قيامت تا روز حساب كه روز حساب نزديكه منتظرباش ا ما بدون اون روزي كه رفتي دانشگاه بهت گفتم بري اخلاق ات عوض ميشه ما رو فراموش مي كني همين جور هم شود 100 برابر عوض شودي اما خودت با دست خودت خودتو بدبخت كردي بيعداش ام مادر  و خواهرت كه بهمن بدي كردن اون هم من حلال نمي كنم تو بردار جوان داري خدا كنن همين بلايي كهت و سر من اوردييه دختر سر برادرت بياره كه ببيني ايا دل شكستن هنر داره وقتي بردارت دييونه شود ببيني خبه وقتي تو خودش رفته وقفتي گريه مي كرد و خواهرت مطئن باش اه من مي گيرش اين شب ها هم شب هاي دعاس ومن دلم شكسته اس هر ش و روزدعا مي كنم ونفرينت البت اگر من هم بهتو بدي كردم تو منو نفرين كنن و از من نگذره دذيگه خدا بلهتر مي دونه من گفتم خدايا اگر نازنين بهمن بدي كرده من نمي بخششمش همه اين چيز هاي كه گفتم هست اگر من بها ون بدي كردم كه نفرين من تو و خانواده تو نمي گيره تو منو نفرينن كنن اما بدون نفرين تو منو نمي گيره چون من به تو بدي نكردم خيالم راحته مطئن هستم نازنين برام سخته اين حرف ها رو ميزنم هيچ وئقت  دوست نداشتم به توايي كه دوسست داشتم و دارم الان اين حرف ها رو بزنم و نفرينت و حلال ات نكنم اما دست خودم نيس خودم نمي دونم چه كار دارممي كنم تو اين مونه اولين كسي رو كه  نبشيدم تو بودي تو اين دنيا خيلي ها به من بدي كردن اما من از دست كسي ناراحت نشودم اما چرا از دست تو ناراحت شودم اخه تو تار وپودم بودي تو رو با تموم وجود دوست داشتم و دارم اما تو چه كار كردي خنجر زدي بهمن تموم حرف هات يادت رفت منو به بازي گرفتي واسه هين نمي تونم ببخشمت

حلال ات نمي كنم تا ابد

كار و بار هام درست كردم ديگه تو اين دنيا به كسي مديون نيستم اگر الان بميريم با خيال راحت مي ميريم و منتظر ميشسيم تو قبر تا خدا بگه بندگان من بيان قيامت به پا شود پس من رفتني هستم ديگه نخواهيديد منو تو اين دنيا همش به يادت مي افتم تو خواب و بيداري مگه خدا منو از اين حالت بيرون بياره تا حلالت كنم دنبالم نياد براي حلاليت چون من نيستم ديگه اگر خواستي من حلالت كنم از خدا بخواهد هيچ وقت از بنده دا چيزي نخواهد

نوشته شده توسط نازنین-عرشیا در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 ساعت 12:18 بعد از ظهر | لینک ثابت |

بسم الله

به نام خداوند بخشنده مهربان

 

بيا بي تو عزيزام

 دل من غصه داره

نمي خواهم تو بدوني

نگاه هم گريه داره

مرده ام از درد دوري

 عشق و رنج و صبوري

كي ميشه اين زندوني

 رها بشه يه جوري

واي چه زندوني

مرده ام از درد دوري

 عشق و رنج و صبوري

كي ميشه اين زندوني

 رها بشه يه جوري

امان از درد دوري

دلا تا كه صبوري

امان از درد دوري

دلا تا كه صبوري

دلا تا كي به نالم

نمي پرسي از حالم

دل خون خون خون

اشك مي ريزه مي خونه

دل دييونه

اخ تا كي بنالم

نمي پرسي از حالم

دل خون خون خون

اشك مي ريزه مي خونه

دل دييونه

بگو تا كي جدايي

امان از بي وفايي

دل و  دلشوره دارم

نكن تو نيايي

اخ تا كي بنالم

نمي پرسي از حالم

دل خون خون خون

اشك مي ريزه مي خونه

دل دييونه

همه ترسم همينه

كه تو رو منو نببينم

 

خدايا از تو دلم چي بگم كه تموم حرف هاي دلمو مي دوني از غم و غصه هام بگم اي قادر بزرگ از ناراحتي هام بگم از مشكلاتم بگم  از چي بگم كه دلم خونه خدايا دلم خيلي گرفته اس اگر وجود تو رو حس نمي كردم اي خيلي وقت پيش ها مي مردم نمي دونم چي بگم از يار دلم گم كسي كه دوسش دارم اما به من پشت كرده منو محل نميزاره از كجاي دلم بگم اخ چيزي دارم بگم يا نگم تو كه داري هم رو مي بيني چيزي از تو پنلن نيست تموم وجود من برات اشكار حرف دلمو به كي بزنم يه نازنين و داشتم و دارم به اون ميزدم درست ازم دور بوداما نزديكم بود كنارم حسشمي كردم احساس نمي كردم كه تنهام از چي بگم از كجا بگم اخ خدايا من كه خودم ميدونم بدم خيلي هم بدم اما تو خوبي خدا مهربوني اول و اخر تو بهترين خدا حاجت منو بهمن بده اين حرف دلمو دارم براي تو ميزنم مي دونم تو نه مسخره ام مي كني نه مي گي اين پسر خل نه دييونه است نهبهم ي خندي كمك ام كن من كه جز توكلبه تو چيزي ديگه نداشتم ه كسي غير تو كه رو ننداختم اگر قرار به نازنينم برسم بايس رو پاي خودم باشم پس خدايا دستامو بگير كمك ام كن رو پاي خودم باشم كه نازنينم بتون به يه جايگاه محكم تكيهكنن نه به يه پسر پوشالي كه مثل هم پسر هاي اين دور زمون به پدر يا خانواده شون تكيه زدن باشم من كه نخواستم به پدرم ياكسي جز تو خدا متكي باشم پس كمك ام كن نازني منو برگردون به خدا داغونم خدا دارمذره ذره دييونه ميشيم اگر نازنين به من برنگردوني من ذره ذره اب ميشيم من هيچ وقت نتونستم درست بندگي تو رو كنم اما هيچ وقت هم بهت شرك نورزيدم خدا پس تو رو به ق بهترين اسم هات تو به حق اون مربوني ات و اون بندههاي عزيزات گره از مشكل من برداره كمك ام كنن من به تو توكل كردم و اعتماد دارم حتي خدا جون منو ب نازنين نرزسون من كه اميدم ازدست ندادم گفتم باشه اخرت ما رو بهم برسون اما تو اين دنيا هم دوست دارم به نازنينم برسم اگر نرسم نا بندگي تو نمي كنم توكلم از دست نميدم اميسدم ازدست نميدم اما مي ميرم خدا جون اون مي فهم ك من بنده خوبي نيستم و خوب نبودم اگر و بودم  كه بزرگ.ار حاجت منو به من مي داداي كمك ام كن اين شب و روز برام تيره تاره خدا من دوست دارم تا هميشه حتي اگر منو مجازات سنگين هم كني باز بندگي ا ت مي كنم و مي دونم حق ام بخاطر كار هاي كه كردم حق سخت ترين مجازات و دارم  چيزي پيش تو پنهان نيست خدا جون خدايا نازنينم عشقم راحله ام هم هستيم هم چيزام تموم زندگيم نفسم عشقم  به من برگردون خداي مهربون منتظرم منتظر معجزه ات برايرسيدن به عشقم اگر هم منو بخواي بانرسيدن به راحله ام امتحان كني بدون خداي جونم من هيچ وقت به تو شرك نمي ورزم ونا اميد نمي شم اما با كسي ازداجنمي كنم و بهاون هدفي كه تو زندگي داشتم ديگه نميرسم

خدايا عشق منو چه بامنچه بي من خوشبخت ترينكن از شر هر چي بدي به تو سپردم منتظرم خدا جون كه ما رو بهم برسوني كمك ام كن ببين ما مودت و دوستي و محبت برقرار كن خداي مهربون

نوشته شده توسط نازنین-عرشیا در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388 ساعت 0:50 قبل از ظهر | لینک ثابت |

خدايا دلم خيلي گرفته چه كار كنم اخ با اين دل بي صاحبم همش دلم مي شكنه خدايا كمك امكنن من فقط تو رو دارم مي دوني تو دلم چي مي گذره خدايا فقط به اميد تو زنده ام منو بهعشقم برسون دارم ذرهذره اب ميشيم ومي ميريم ديگه نا ندارم ديگه توان ندارم چقدر گريه كردم فقط گريه منو تو ديدي خدا جون دلم گرفته اس چرا مگه من به عشقم چه بدي كردم كه نبايد جواب منو بده مگه من براش كلاس گذاشتم گناه من چيه خدا كهاين جوري شده ناهمن فقط اينكه پوئل دار نيستم چرا به عشقم گفتم ن مي تونم فعلان بيام خواستگاري با من اينجوري كرد بامن سرد شد مگه مندروغ گفتم خدا تو كه ديدي من بهعشقم بدي نكردم توان ونا ندارمديگه دلم افسرده شده اخ تا كي غم و غصه من بهاميد اخرت كه تو بهم بگكيس ايا نازنين دوست داشتم يا داشتم زنده ام چون براي من سخت همه ميگنعشقم روغ اما تو كه داري مي ببيني خدايا من كه كم كاري نكردم تا حالا چه بدي در حق عشقم كردم من تنهام دييونه شودم خدايا بهخدا تاقت ندارمديگه خدايا اگر من به كسي كه دوسش دارمدروغ گفتم تو ناودم كن بدبختم كنن

نوشته شده توسط نازنین-عرشیا در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388 ساعت 5:16 بعد از ظهر | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
من مال تو , تو مال من
فهرست اصلی
پیوندها
پیوندهای روزانه
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط نازنین-عرشیا محفوظ است.طراحی شده توسط مسعود.